کار به ساز کردن

لغت نامه دهخدا

کار به ساز کردن. [ ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کار چون زر شدن. ( آنندراج ) رجوع به همین لغت شود. به نیکی انجام شدن امر:
دنیا چو تو چشم باز کردی هیچ است
هر کار کزو به ساز کردی، هیچ است
چون صورت آئینه تماشاش خوش است
چون دست طمع دراز کردی هیچ است.محمد ابراهیم فارغا ( از آنندراج ).

جمله سازی با کار به ساز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه کار به عشق دلبرت می‌افتد گه راه به فکر دیگرت می‌افتد

💡 بدو داد کین حرف را وقت کار به نام خود و خصم خود برشمار

💡 ولی از جور این چرخ سیه کار به پیش چشم ما عالم سیاهست

💡 گر گشاید گره از کار به جادوی و به سِحر سالها خدمتِ جادوگر و سَحار کنم

💡 صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر دلم از درد فراقت به فغان آمده گیر

پیش دارو یعنی چه؟
پیش دارو یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز