کابین بستن

فرهنگ معین

(بَ تَ ) (مص ل. ) ازدواج کردن.

ویکی واژه

ازدواج کردن.

جمله سازی با کابین بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خواست بستن عقد کابین بهرشان نقد جان آمد سزای مهرشان

💡 پس از اتمام عملیات تخلیه مسافران، مسئول ایستگاه دستور کابین بستن آسانسور را صادر کرد تا حرکت به سمت طبقات بالا آغاز شود.

💡 در سیستم‌های کنترل خودکار، فرآیند کابین بستن در آسانسورهای مدرن با دقت بسیار بالا و با رعایت استانداردهای ایمنی انجام می‌شود.

💡 خطای نرم‌افزاری باعث شد که فرآیند کابین بستن در برخی از واگن‌های مترو با تأخیر مواجه شده و باعث ایجاد ازدحام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران