چین و شکن

لغت نامه دهخدا

چین و شکن. [ ن ُ ش ِ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) نورد و شکنج. رجوع به چین و رجوع به شکن شود.

فرهنگ فارسی

نورد و شکنج

جمله سازی با چین و شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

💡 این دل من چه پرغم است وان دل تو چه فارغ است آن رخ تو چو خوب چین وین رخ من پر است چین

💡 امیر گنه: که گَشتْ بَکردیمْ ملکِ رَیْ تا به قندهارْ، چین و ختا سرتاپی

💡 بر سر اسبت پیاده خسرو سقلاب و روم پیش پیلت رخ نهاده شاه چین و کاشغر

💡 گر روسیه از حسن تو گشتیم هم از ماست در آینه صورتگر چین و حبشی نیست

💡 هنگامی که هیده‌یوشی از کار یکپارچه کردن ژاپن فارغ شد، در پی کشورگشایی برآمد. هیده‌یوشی در آغاز به کشور کره حمله کرد. هدف او تصرف کره، چین و هندوستان بود. با این حال او در نبرد اول خود شکست خورد و جنگ دوم را تنها با هدف کین‌خواهی آغاز کرد.

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز