چین پیدا کردن

مترادف‌ها

چروک شدن

لغت نامه دهخدا

چین پیدا کردن. [ پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چین خوردن. چروک یافتن. کیس پیدا کردن. نورد و شکنج یافتن. شکن گرفتن. رجوع به جمع شدن شود.

فرهنگ فارسی

چین خوردن. چروک یافتن. کیس پیدا کردن. نورد و شکنج یافتن.

جمله سازی با چین پیدا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از نابودی هخامنشیان، دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها، به ویژه در بافندگی، به‌وجود نیامد… تنها چند تکه از پارچه‌های ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده‌است.

💡 دامن وحشت ز سیر این چمن نتوان شکست دیده مژگان برهم افشارد که چین پیدا شود

💡 فسیل‌های انسان پکن در دهه بیست میلادی در غاری در نزدیکی شهر پکن در چین پیدا شد. انسان پکن نمونه‌ای از انسان راست‌قامت است که حدود ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش می‌زیسته است.

💡 دامن دل از غبار آه چین پیدا نکرد از تلاش ‌گربادی چند صحرا برنخاست

💡 اولین مسواک با موهایی مانند مسواک‌هایی که امروزه استفاده می‌کنیم در چین پیدا شد. در زمان سلسله تانگ، از سال ۶۱۹ تا ۹۰۷، مردم از موهای گراز برای قلم مو استفاده می‌کردند. این موها از گرازهای سیبری و شمال چین به وجود آمدند زیرا هوای سرد باعث قوی شدن موها می‌شد. موها به دسته ای از بامبو یا استخوان وصل می‌شدند و مسواک درست می‌کردند.

💡 چنین گر چاک سازد سینه ها را زلف مشکینش نگردد نافه سربسته در صحرای چین پیدا

💡 بسیاری از مردم نگران چین پیدا کردن لباس‌های گران‌قیمت خود در هنگام سفر هستند و معمولاً از پوشاک بسیار حساس در سفرهای طولانی خودداری می‌کنند.

💡 یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های افراد در سنین بالا، احتمال چین پیدا کردن پوست صورت و از دست رفتن خاصیت کشسانی و شادابی آن‌هاست.

💡 برای جلوگیری از چین پیدا کردن پارچه‌های حساس، بهتر است از اتوهای بخار ایستاده استفاده کنید تا بافت الیاف لباس شما آسیب نبیند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران