لغت نامه دهخدا
چیرچنگ. [ چ َ ] ( اِ ) چرمینه را گویند و آن آلتی باشد به اندام آلت تناسل که از چرم ساخته باشند. مچاچنگ. ایرکاشی. آلت چرمینه. رجوع به مچاچنگ شود.
چیرچنگ. [ چ َ ] ( اِ ) چرمینه را گویند و آن آلتی باشد به اندام آلت تناسل که از چرم ساخته باشند. مچاچنگ. ایرکاشی. آلت چرمینه. رجوع به مچاچنگ شود.
چرمینه را گویند و آن آلتی باشد باندام آلت تناسل که از چرم ساخته باشند. مچاچنگ. ایر کاشی. آلت چرمینه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دشمن به جنگ تو یازید چنگ شود چیر اگر سستی آری به جنگ
💡 در ربود از چنگ آن گرگان چیر آن به دام افتاده آهو را چو شیر
💡 اگر تو به من چیر گشتی به جنگ سرم را جدا کن به نیروی چنگ
💡 گهی شیر میگشت بر گور چیر گهی گور میرست از چنگ شیر