چیده سر

لغت نامه دهخدا

چیده سر. [ دِ س َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نازیل بخش خاش شهرستان زاهدان. در 66هزارگزی شمال باختری خاش و هزارگزی شوسه زاهدان به خاش واقع است.45 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان نازیل بخش خاش شهرستان زاهدان.

جمله سازی با چیده سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود چون تو رفتی گویی آن بیچاره خوابی دیده بود

💡 اغلب در طول تولید انبوه، چندین قطعه با استفاده از یک فیکسچر مناسب روی هم چیده شده و در یک عملیات برش داده می‌شود.

💡 برای تهیه بهترین گلاب در ماه‌های اردیبهشت و خرداد، باید گل‌های محمدی قبل از طلوع آفتاب چیده شوند و به دستگاه‌های گلاب‌گیری منتقل شوند. انواع گلاب، ساده، دوآتشه و ممتاز می‌باشد.

💡 آن که می ریزد به خاک راه می را بی دریغ جام ما را بر کنار طاق نسیان چیده است

💡 او ارتش خود را در سه ردیف چیده و سریعاً با پیمودن هشت مایل و بی‌آنکه ژرمن‌ها اطلاع یابند به اردوگاه دشمن رسید.

💡 یارب، آن زلفست بر روی تو؟ یا خود باغبان سنبل تر چیده و بر آفتاب انداخته

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز