لغت نامه دهخدا
چهارچشمی پائیدن. [ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) به دقت در چیزی نگریستن. کسی را زیر نظر داشتن و به دقت مواظب اعمال و رفتار وی بودن. رجوع به چارچشمی پائیدن شود.
چهارچشمی پائیدن. [ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) به دقت در چیزی نگریستن. کسی را زیر نظر داشتن و به دقت مواظب اعمال و رفتار وی بودن. رجوع به چارچشمی پائیدن شود.
بدقت در چیزی نگریستن. کسی را زیر نظر داشتن و بدقت مواظب اعمال و رفتار وی بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عنکبوتها معمولاً دارای ۸ چشم در چیدمانهای مختلفند، حقیقت این است که این چیدمان در گونههای مختلف متفاوت است، بیشترین گونه از سادهمادینه دارای ۶ چشم هستند، اگرچه برخی مانند عنکبوتهای سیاه غرب هشتچشمی و برخی مانند عنکبوت زرهپوش چهارچشمی (Tetrablemma) چهار چشمی هستند، گاهی یک زوج چشم از بقیه رشد یافته ترند، در برخی گونههای عنکبوتهای غاری هیچ چشمی وجود ندارد، چندین خانواده عنکبوتهای شکارگر مثل جهندهها یا عنکبوتهای گرگی بینایی بسیار عالی دارند، قدرت بینایی عنکبوتهای جهنده دیدن رنگها را برایش به ارمغان آورده است.