چهار رگ
لغت نامه دهخدا
چهاررگ. [ چ َ رَ ] ( اِ مرکب ) نام دو رگ در لب زبرین و دو رگ در لب زیرین باشد و فصد آن در بیماریهای دهان و لثه سود دارد. ( بحر الجواهر ): ان کانت المادة فضلة حارة ( فی امراض اللثة ) استعمل الاستفراغ و فصد الجهاررک. ( قانون ابوعلی سینا کتاب سیم ص 100 ). و معرب آن جهاررک است: و هی عروق اربعه علی کل شفة منها زوج. ( قانون ابوعلی سینا کتاب اول ص 134 ).
فرهنگ فارسی
نام دو رگ در لب زبرین و دورک در لب زیرین باشد و فصد آن در بیماریهای دهان و لثه سود دارد.
جمله سازی با چهار رگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صنع یزدان بیچگونه و چون داد ما را چهار چیز کنون
💡 لادیسلاو ناپل در سال ۱۴۰۹ کل دالماسی را به ونیز فروخت. در این دوره تهدید فزاینده فتح عثمانی و مبارزه علیه جمهوری ونیز برای کنترل مناطق ساحلی بود. ونیزیها تا سال ۱۴۲۸ بر بیشتر دالماسی تسلط یافتند. به استثنای ایالت-شهر دوبرونیک، که مستقل شد، حکومت ونیز بر بیشتر مناطق دالماسی تقریباً چهار قرن به طول انجامید (ح. 1420-1797).
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به روز مادر، گشتوگذار در جنگل، کلیفورد سگ بزرگ قرمز، رباتها و فندقشکن و چهار قلمرو اشاره کرد.
💡 اگرچه هر چهار از اصل یارند در این مسکن بجانان پایدارند