لغت نامه دهخدا
چه مورچگان. [ چ َ هَِ چ َ / چ ِ ] ( اِمرکب ) طاس لغزنده. لانه مور مورچه خوار:
غاری چو چه مورچگان تنگ در این ره
به چون بحضرساخته از سرو سهی کوی.فرخی.
چه مورچگان. [ چ َ هَِ چ َ / چ ِ ] ( اِمرکب ) طاس لغزنده. لانه مور مورچه خوار:
غاری چو چه مورچگان تنگ در این ره
به چون بحضرساخته از سرو سهی کوی.فرخی.
طاس لغزنده. لان. مور مورچه خوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 7 هنگام راه رفتن دقّت كنيم تا مورچگان را پايمال نكنيم. (لا يحطمنّكم )
💡 تهران روستای بزرگی در حوالی شهر ری است که باغها و درختان میوه فراوان دارد. ساکنان آن در سردابهایی زندگی میکنند که به لانهٔ مورچگان میماند. میوههایشان نیکو و فراوان است و بهویژه اناری دارند که در هیچیک از شهرها نظیرش یافت نمیشود.
💡 ایمان جمالی مورچگانی (زاده ۱۱ اکتبر ۱۹۹۱) یک بازیکن هندبال است که برای تیم دینامو بخارست رومانی و تیم ملی مجارستان بازی میکند.
💡 «گلرخ آب در خوابگه مورچگان ریخته و بخشی از زشتیهای جامعه را عیان کرده و دوباره میرود که به دنیای داستانهایش بازگردد.»
💡 در يكى از مسافرتهاى تاريخى، سليمان كه با سپاهيان، از جن و انس و پرندگان بااو همراه بودند، گذرشان از هوا به وادى مورچگان افتاد.