چم سیاه

لغت نامه دهخدا

چم سیاه. [ چ َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بهبهان که در 18 هزارگزی باختر بهبهان، کنار راه شوسه بهبهان به اهواز واقع است. دشت و گرمسیر است و 110 تن سکنه دارد. آبش از چشمه.محصولش غلات، کنجد، برنج، پشم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و حشم داری وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بهبهان

جمله سازی با چم سیاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خیزران ترقد خمگشته راست کرد در سنبل سیاه نهان کرد یاسمین

💡 شب سیاه به شبرنگ اگر سوار شوی ز عکس روی تو گلگون شود همی شبرنگ

💡 از برم دل ترکتاز طره هندوت برد آن سیاه از پر دلی آغاز کرد این کافری

💡 روز گردد، باسیران تو چون شام سیاه پنجه مهر اگر زلف ترا شانه کند

💡 اگر دل بر صف مژگان سیاهی می‌زند خود را که تنها ترک چشمش بر سپاهی می‌زند خود را

💡 از فیلم‌های او می‌توان به کاردینال، مسئله زندگی و مرگ و جادوی سیاه اشاره کرد.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز