چله کردن
مترادفها
چلهنشینی، گوشهنشینی، ریاضت
متضادها
معاشرت کردن
لغت نامه دهخدا
چله کردن. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زه کردن کمان را. کمان را چله بستن:
از زبر دستان که خواهد این کمان را چله کرد
باده پرزور چون نگشود ز ابرو چین ترا.صائب ( از آنندراج )رجوع به چله و چله بستن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زه کردن کمان را کمان را چله بستن.
جمله سازی با چله کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «کف» از شب چلههای زمستانی و مراسم کفزنی یکی از آداب و رسوم قدیمی مردم بخش بایگ تربت حیدریه است که ماده اولیه آن از ریشه گیاهی به نام «چوبک» یا «بیخ» به دست میآید. بعد از کندن پوست و قطعه قطعه کردن چوبک، آن را چند مرتبه در آب جوشانده و سپس با افزودن شیره انگور در ظرفی به نام تغار، با چوبی مخصوص هم میزنند تا به صورت کف درآید و پس از سفت و شیرین شدن، در دورهمی خانوادگی شب چله و همراه با شنیدن قصهگویی بزرگترها مصرف میکنند.
💡 همان طوریکه اشاره شد چون در داخل منازل روستائی فضائی به طول پانزده متر کمتر پیدا میشود اغلب جاجیم را در معابر (کوچه و میدان ده) مستقر میکنند و این عمل را اصطلاحاً (دراز کردن جاجیم) میگویند و هر وقت که مشغول کار نیستند چله و سهپایه را جمع کرده و موقع کار مجدداً و به سادگی آن را دراز میکنند.