چخماق زدن

لغت نامه دهخدا

چخماق زدن. [ چ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چخماخ زدن. چقماق زدن. سنگ چخماق زدن. آتشپرک زدن. دو پاره سنگ یاپاره سنگ و آهنی را بیکدیگر زدن، افروختن آتش را. بکار بردن سنگ چخماق. از سنگ چخماق برای روشن کردن آتش استفاده نمودن. اقتداح. رجوع به چخماخ زدن شود.

فرهنگ فارسی

چخماخ زدن. چقماق زدن. سنگ چخماق زدن آتشپرک زدن. دو پاره سنگ یا پار. سنگ و آهنی را بیکدیگر زدن.

جمله سازی با چخماق زدن

💡 كلمه (موريات ) جمع اسم فاعل از مصدر (ايراء) است، كه به معناى برون كردنآتش (از سنگ چخماق ) است، و كلمه (قدح ) به معناى زدن به ضرب است وقتى گفتهمى شود: (قدح فاورى ) معنايش اين است سنگ و چخماق را به هم كوبيد، و جرقهبيرون آورد. و منظور از اينكه اسبان عاديات را توصيف كرده به (موريات قدحا) ايناست كه اين اسبان در هنگام دويدن در زمين سنگزار جرقه هايى از برخورد نعلهايشان بهسنگ زمين بيرون مى جهد.

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز