چاکری کردن

لغت نامه دهخدا

چاکری کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوکری کردن. خدمتگری کردن. ملازم خدمت کسی بودن یا شدن:
نیرزد بخیل آنکه نامش بری
و گر روزگارش کند چاکری.سعدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نوکری کردن. خدمتگری کردن. ملازم خدمت کسی بودن یا شدن.

جمله سازی با چاکری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چاکری کردن او در شرف از میری به ورنه چون چشم همه میران بر چاکر اوست

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز