چاک و چیل

لغت نامه دهخدا

چاک و چیل. [ ک ُ ] ( اِ مرکب، اتباع ) چک و چیل. لب و لوچه. پک و پوز. || آب از چاک و چیلش راه افتادن؛ در تداول عوام کنایه از سخت خواهان چیزی و شیفته آن گشتن. تحریک میل و هوس شدن.

فرهنگ فارسی

چک و چیل. لب و لوچه. پک و پوز.

جمله سازی با چاک و چیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل گریبان چاک و نرگس مست رفتند از چمن سرو را غیر از هوایی در سر مخمور نیست

💡 قسمت ما سینه چاک و دل صدپاره است از همان گلبن که مردم گل به دامان می کنند

💡 تیزگوشان هری را از سماع این خبر سینه ها شد چاک و دلها ریش و جانها دردمند

💡 بدگمانم با وجود آنکه دیدم آفتاب بر سر کوی تو جیب چاک و چشم تر نداشت

💡 به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم چه سان به سیر روم روی لاله‌زار ندارم

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز