چاه چو چو

لغت نامه دهخدا

چاه چو چو. ( اِخ ) دهی است از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 30 هزارگزی خاور شوسف و 8 هزارگزی جنوب حسین آباد واقع شده، دامنه و گرمسیر است و 20 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش لبنیات و راهش مالرو است. در فصل بهار مالدارها به این محل میایند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند.

جمله سازی با چاه چو چو

💡 هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه چو چرخه و رسن حسن را بگردانی

💡 ز بس گزند چو یوسف کشیده ام از چاه چو مار می شود از ریسمان هراس مرا

💡 نگشت چاه چو فانوس روشن از رویش نشد ز سیلی تا روی ماه کنعان سرخ

💡 خلاصی هست عاشق را از این چاه چو شاهش افکند از چاه درچاه

💡 گریان شود سحاب چو یعقوب، تا که گل خندان رود ز چاه چو یوسف بتخت بار

💡 در چاه چو معشوق زلیخایم ازین عشق ای خوبی تو خوبی معشوق زلیخا

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز