چاره پژوه

لغت نامه دهخدا

چاره پژوه. [ رَ / رِ پ َ ] ( نف مرکب ) چاره پژوهنده. چاره جو. وسیله جو. جویای تدبیر:
سکندر بیامد دلی همچو کوه
ز کرده پشیمان و چاره پژوه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

چاره پژوهنده. چاره جو. وسیله جو. جویای تدبیر.

جمله سازی با چاره پژوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدم من به بالای آن سخت کوه همی چاره جوینده وره پژوه

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز