( چارآینه ) چارآینه. [ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) یکی از پوشش های جنگجویان قدیم. نوعی از اسلحه و این عبارت از چهار پاره آهن پهن باشد که در زره بر سینه پیوند کنند. ( آنندراج ). نوعی از لباس جنگ که چهار تخت از آهن ساخته و در مخمل گرفته گرد پشت و سینه کشند. ( ناظم الاطباء ):
ز بس میدان کین از حمله ات شد تنگ بر اعدا
نگنجد عکس در آئینه چارآئینه داران را.واله هروی ( از آنندراج ).آماده جنگ است شب و روز بعاشق
چارآینه آئینه آن ترک جفاجوست.رایج ( از آنندراج ).
( چار آینه ) = چهارآیینه
( چار آینه ) یکی از پوشش های جنگجویان قدیم. نوعی از اسلحه و این عبارت از چهار پاره آهن پهن باشد که در زره بر سینه پیوند کنند. نوعی از لباس جنگ که چهار تخت از آهن ساخته و در مخمل گرفته گرد پشت و سینه کشند.
چارآینه. رجوع شود به:چهار آینه
💡 طغرل مشرق پرید بر سر چار آینه مرغ سحر شد ز بیم واله و فریاد خوان
💡 ز بس چار آینه در بر کشیدند چو عکس از آینه ز آهن دمیدند
💡 دل پر دلان زیر چار آینه چو آهن که سازد حصار آینه
💡 چو چار آینه بست در کارزار به نظاره شد چشم گردون چهار
💡 مگر شد بگردون زمین در نبرد که بر خویش چار آینه راست کرد