سولده
لغت نامه دهخدا
سولده. [ دِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای است کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده. دارای پست خانه و تلگرافخانه است. مرکز قصبه قشلاقی بخش نور شهرستان آمل، کنار راه شوسه کناره. جمعیت آن در زمستان 2000 تن و در تابستان تقریباً نصف این عده به ییلاق کجور میروند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
قصبه مرکز قشلاقی بخش نورشهرستان آمل کنار راه شوسه کناره. جمعیت آن در زمستان ۲٠٠٠ تن و در تابستان تقریبا نصف این عده به ییلاقهای کجور و نور میروند.
نام قصبه ایست کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده دارای پست خانه و تلگرافخانه است
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:نور، شهر
جمله سازی با سولده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محدوده تاریخی کجور از شمال به دریای مازندران از غرب به رود چالوس از شرق به سولده (نور) و از جنوب به دره نور محدود میشود. منطقه کجور به همراه کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر و هوسم بخشی از رویان کهن بود که بعدها رسمتدار نام گرفت. رویان کهن از نواحی غربی طبرستان محسوب میشدهاست.
💡 کجور از شمال به دریای مازندران و از غرب به رود چالوس و از شرق به سولده (نور) و از جنوب به دره نور محدود میشود که شامل شهرستانهای نور و نوشهر و بخش شرقی شهرستان چالوس میشود. بومیان کجور به زبان مازندرانی و گویش طبری کجوری صحبت میکنند.