لغت نامه دهخدا
چادرچب. [ دَ/ دُ چ َ ] ( اِ مرکب ) چادرشب. رجوع به چادرشب شود.
چادرچب. [ دَ/ دُ چ َ ] ( اِ مرکب ) چادرشب. رجوع به چادرشب شود.
چادر شب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در افتتاحیه بازیهای آسیایی پکن ۱۹۹۰، در رژهٔ رسمی کاروان ایران، زنان ورزشکار ایرانی با چادر سیاه رژه رفتند.
💡 شد چو مجنون بادپیما توسنش وز گرد آن همچو لیلی آسمان جا در سیه چادر گرفت
💡 گلست و لاله چو والای سرخ و اطلس آل لباس شاهد باغ و شکوفه اش چادر
💡 چادر چو دید از آدم ابلیس کرد رد آدم نداش کرد تو ردی نه ما ردیم
💡 ای ستمکش گشت در کنج خرایه منزلت چادر از بهر اسیری کن به سر ای خونجگر
💡 لاجرم پیش رفتم و افسار مادیان را به گوشهای بستم و با آن هیئت ژولیده وارد چادر شدم.