لغت نامه دهخدا
چابک بازی. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) تازیانه زنی. ( ناظم الاطباء ).
چابک بازی. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) تازیانه زنی. ( ناظم الاطباء ).
تازیانه زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل این که او در جنگل بزرگ شده بود، چابکتر و زرنگ تر از بقیه است و میتواند تعادل خودش را روی بسیاری از محلهای باریک حفظ کند؛ همانطور که در بازیهای ریت میر در کتاب چهارم گفته میشود..
💡 هدف از این بازی و سرگرمی، افزایش هماهنگی عصبی-عضلانی، افزایش دقت و تمرکز و چابکی است و تعداد بازیکنان بیشتر از 2 نفر (۲ تا ۱۰ نفر) توصیه میشود. ابزار این بازی نیز ۵ سنگ گرد و کمی بزرگتر از فندق است.
💡 این بازی چابکی و تیزهوشی و هماهنگی بین دست و چشم را تقویت می کرد.