لغت نامه دهخدا
پیمان ساختن. [ پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عهد بستن:
دولت و پیروزی و فتح و ظفر هر ساعتی
با تو سازند ای ملک میثاق و پیمان دگر.سوزنی.
پیمان ساختن. [ پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عهد بستن:
دولت و پیروزی و فتح و ظفر هر ساعتی
با تو سازند ای ملک میثاق و پیمان دگر.سوزنی.
( مصدر ) عهد بستن: دولت و پیروزی و فتح و ظفر هر ساعتی با تو سازندای ملک. میثاق و پیمان دگر. ( سوزنی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پیمان منشأ بروز مخالفت گسترده داخلی در اسرائیل و مصر شد. یورگن ینزهاوگن مورخ استدلال میکند که تا زمانی که کارتر در ژانویه ۱۹۸۱ کنار رفت او «در وضعیت عجیبی قرار داشت - سعی میکرد از سیاست سنتی آمریکا فاصله بگیرد ولی نهایتاً اهداف آن سنت را که شکستن ائتلاف عربی، به حاشیه راندن فلسطینیان، ساختن یک ائتلاف با مصر، تضعیف اتحاد شوروی و تأمین امنیت اسرائیل بود را محقق کرد.»
💡 به باستانشناسی نجات، باستانشناسی پیماننامهای هم گفته میشود. باستانشناسی نجات یا پیماننامهای به صورت برنامههای قراردادی است که زیر نظر یا با حمایت دولت و نهادهای قانونی دیگر در هنگام عملیات عمرانی، مانند ساختن بزرگراهها و سدها و گسترش فضاهای شهری، انجام میشود. نامهای دیگری که به این نوع از باستانشناسی داده شده عبارتند از باستانشناسی پیشگیرانه، باستانشناسی توافقی، و باستانشناسی تجاری.