پیل مال

لغت نامه دهخدا

پیل مال. ( ن مف مرکب ) مالیده به پیل. مالیده و پی سپرشده در زیر پای پیل. که پیل در زیر پای مالیده باشد. پایمال کردن کسی را به انداختن در پای پیل. ( غیاث ). کنایه از پی سپر کردن بقهر و غلبه. ( انجمن آرا ). کنایه از پی سپر کردن و پایمال نمودن. ( برهان ). کنایه از پامال کردن بقهر و غلبه و در هندوستان متعارف است که بعض گناهکاران را در زیر پای پیل پامال سازند و این سیاست مخصوص سلاطین همین دیار است و غیر اینها را سزاوار نیست بلکه کمال بی ادبی است. ( آنندراج ). || ( ص مرکب ) مال بسیار. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مال بسیار.

جمله سازی با پیل مال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجود سنگ نگاره‌هایی با قدمت بیش از ۱۱ هزار سال در اطراف این روستا (کجوم) حکایت از تاریخ دیرینهٔ این منطقه از سرباز دارد. روستای دپکور محصور شده از کوه‌های بلند می‌باشد که از کوه‌های معروف منطقه می‌توان به پیل کوه و مالان کوه یا ماران کوه نام برد.

💡 فدای جان و تنش کرد پیل و مال چو دید چنین دو دشمن کینه گذار از آتش و آب

خر سیاه یعنی چه؟
خر سیاه یعنی چه؟
رساله یعنی چه؟
رساله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز