پیش اورد
واژه «پیش آورد» از ریشه فعل «آوردن» گرفته شده و در اصل به معنای جلو آوردن، فراهم کردن یا تقدیم کردن چیزی به کسی است. در کاربردهای قدیمی، این واژه میتوانست به هر نوع عمل پیشدستانه یا تقدیمی اشاره داشته باشد؛ برای نمونه، «هدیهای را پیش آورد» یعنی آن را جلو آورد و تقدیم کرد.
در زبان فارسی روزمره و در سنت سفرهداری ایرانی، «پیش آورد» معنایی خاصتر یافته است. این واژه به خوراک یا خوردنیهایی گفته میشود که پیش از غذای اصلی بر سر سفره میآورند تا هم اشتها را برانگیزد و هم زمان را تا آماده شدن غذای اصلی پر کند. این خوراکها معمولاً سبک و خوشطعماند، مانند سوپ، سالاد، سبزی خوردن، ماست یا ترشی.
در فارسی امروز، واژه «پیش آورد» تا حدی مهجور شده و جای خود را به اصطلاح رایجتر «پیش غذا» داده است. با این حال، کاربرد آن در متون ادبی یا توصیفهای سنتی هنوز ارزش زبانی و فرهنگی دارد. این واژه یادآور دورهای است که واژگان فارسی با سادگی و زیبایی، مفاهیم روزمره را بیان میکردند و هر جزئی از زندگی، از پذیرایی تا سخن گفتن، رنگی از ادب و نزاکت در خود داشت.
مترادفها
پیش آورد، ارائه کرد
لغت نامه دهخدا
( پیش آورد ) پیش آورد. [ وَ ] ( ن مف مرکب ) پیش آورده. || ( اِ مرکب ) آنچه پیش از غذای اصلی بر سر سفره آرند از خوردنیهای سبک. پیش آورده. پیشپار. رجوع به پیش آورده شود.
فرهنگ فارسی
( پیش آورد ) ( صفت ) ۱- پیش آورده. ۲- ( اسم ) آنچه پیش از غذای اصلی بر سر سفره آرند از خوردنیهای سبک پیشیار.
جمله سازی با پیش اورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخت فرخ چون تو را کاری مهم پیش آورد کام تو حاصل کند بیوعده و بیانتظار
💡 سالِ ۱۹۰۴ مقامِ پروفسوری با حقوقِ بالا را در گوتینگن بدست آورد و در سالِ ۱۹۰۶ مرکزِ پژوهش و تحقیقاتِ پزشکیِ گئورگ اشپایر که توسطِ همسرش فرانسیسکا اشپایر بنیاد و اهدا گشت و این موقعیّت را برایِ ارلیش پیش آورد که مدیریتِ آن را به عهده بگیرد. در اینجا بود که ارلیش روشهایِ شیمی درمانیِ خود را عرضه نمود.
💡 بعد از فروپاشی شوروی در جمهوریهای مسلماننشین آن، گرایش به اسلام رو به فزونی نهاد. از بین رفتن نظام مبتنی بر انکار خدا و دین، فرصتی برای مردم جمهوری آذربایجان پیش آورد تا با آزادی به برپایی مراسم و مناسبتهای اسلامی در مساجد و منازل بپردازد.
💡 از آب دو دیده شربتی پیش آورد بیچاره خجل گشت ولیکن آن داشت
💡 باز پیرانه سرم واقعهای پیش آورد که نخواهد ز بلایی که در افتاد برست