پیری و کمازان

لغت نامه دهخدا

پیری و کمازان. [ وَ ک ِ ] ( اِخ ) کمازان نام دهستانی از شهرستان ملایر و هم نام دهی از آن دهستان. و پیری نیز چنانکه از کتاب مجمل التواریخ گلستان برمی آیدنام دهی بوده است مقارن کمازان و بهمان نواحی. و درآن کتاب همه جا این دو نام مقارن و متوالی آمده است.رجوع به مجمل التواریخ گلستانه صص 127 - 247 شود.

فرهنگ فارسی

کمازان نام دهستانی است از شهرستان ملایر و هم نام دهی از آن دهستان

جمله سازی با پیری و کمازان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیری و رنجوری و دوری ز درگاهت مرا جان به لب نزدیک خواهد کرد یا رب دور دار

💡 مرگ، پیری و جوانی نمی شناسد شب و روز نمی داند و سفر و حضر نزد او یکسان است بهار و خزان و زمستان و تابستان، او را تفاوت نمی کند نه آن را وقتی است خاص، و نه زمانی است مخصوص «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد».

💡 جوجاکا نقش مهمی در داستان وسنتره دارد. او که به عنوان هوسران، ظالم و ترسو به تصویر کشیده شده است، نامش به معنای پیری و فرسودگی است. این نوع تصویرسازی از برهمن‌ها در ادبیات عامه بودایی رایج است.

💡 •بازیگران نمایشنامه‌های شکسپیر به صورت شخصیت‌های دقیقی تراشیده شده‌اند که در پهنه‌ای از نادانی و حماقت تا فرمانروایی و قهرمانی، از جوانی و معصومیت تا پیری و فساد تجسم می‌یابند.

💡 هست چون سرو جوانه قد آن سرو روان که به عشق اندر، پیری و ملامت بر اوست

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز