پیروزه ایوان
لغت نامه دهخدا
پیروزه ایوان. [ زَ / زِ اَ / اِ ] ( اِ مرکب ) ایوانی از پیروزه. ایوانی برنگ پیروزه. مجازاً، آسمان:
ز عمر اینجهانی هر که حق خویش بشناسد
برون باید شدنش از زیر این پیروزه ایوانها.ناصرخسرو.چو ز ایوان مینای پیروزه هور
بکند آنهمه مهره های بلور.اسدی ( گرشاسب نامه ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- ایوانی برنگ پیروزه. ۲- آسمان: ز عمراین جهانی هر که حق خویش بشناسد برون باید شدنش از زیر این پیروزه ایوانها.( ناصرخسرو )
جمله سازی با پیروزه ایوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمسه ی ایوان عقلی ماه برج عشق باش تا بپیروزی برین پیروزه ایوانت برم
💡 ز عمر این جهانی هر که حق خویش بستاند برون باید شدنش از زیر این پیروزه ایوانها
💡 چو ز ایوان مینای پیروزه هور بکند آن همه مهره های بلور