لغت نامه دهخدا
پیراسته شدن. [ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل آراسته شدن. رجوع به پیراسته شود.
پیراسته شدن. [ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل آراسته شدن. رجوع به پیراسته شود.
( مصدر ) ۱- مزین شدن بکاستن مقابل آراسته شدن. ۲- مزین شدن ( مطلقا ) زینت یافتن آراسته شدن.
مقابل آراسته شدن
💡 پیراسته در سال ۱۳۲۸ با حمایت رزمآرا در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی به نمایندگی از ساوه انتخاب شد. این دوره با جنبش ملی شدن نفت و نخستوزیری مصدق همزمان بود که پیراسته از مخالفانش در مجلس بهشمار میرفت. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پیراسته بار دیگر نماینده ساوه شد (دوره هجدهم). با پایان دوره نمایندگیاش دادیار دیوان عالی کشور شد و در همین سمت بود که برای ادامه تحصیل به اروپا رفت.