دامنه داری

مترادف‌ها

وسعت یافتن، گسترش یافتن

لغت نامه دهخدا

دامنه داری. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دامنه دار. حالت و چگونگی دامنه دار.

فرهنگ فارسی

عمل دامنه دار

جمله سازی با دامنه داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مردم این ولسوالی در پرورش دام داری وطیور از تجربه ای خوبی برخوردار اند در پرورش چون بز، گوسفند، گاو، ودام طیور دست بالا دارند. که دام‌های خویش را در فصل بهار و تابستان در ییلاق‌های چون شهید، خواجه غار، خشکک، دامنه‌های کوه مالک اژدر، زرد اسپان، خواجه اولیا، ماسان، ششبند چهارده، شلخه زار، قره جنگل، تنگی، خواجه پسته، غوری سنگ که چراه گاه‌های این ولسوالی و ولسوالی‌های همجوار می‌باشند به چرا می‌برند.

💡 در روابط بین‌المللی، کشورها باید نسبت به دامنه داری در مداخلات سیاسی در امور داخلی سایر ملت‌ها بسیار هوشیار و مراقب باشند.

💡 رعایت دامنه داری در بحث‌های علمی و پرهیز از ورود به مسائل شخصی، باعث افزایش کیفیت گفتگوها و احترام متقابل میان متخصصان می‌شود.

💡 یک رهبر موفق باید همواره در تصمیم‌گیری‌های خود از دامنه داری و رعایت مرزهای اخلاقی و قانونی برای حفظ اعتبار خود استفاده کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران