پیاز با

لغت نامه دهخدا

پیازبا. ( اِ مرکب ) بصلیه. رجوع به بصلیه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آشی که با پیاز تهیه کنندبصلیه.

جمله سازی با پیاز با

💡 من و سلوای آل اسرائیل شد مبدل همی به سیر و پیاز

💡 سبزیجات منجمد شده اغلب در غذای مسافرین، شکارچیان و نظامیان استفاده می‌شود. سیر و پیاز را اغلب خشک می‌کنند. قارچ‌های خوراکی، و همچنین قارچ‌های دیگر، هم گاهی‌اوقات با هدف نگهداری یا استفاده به عنوان ادویه خشک می‌شوند.

💡 پیاز وار به شمشیر هجر مثله شوند اگر دو دست بیک پیرهن روند چو سیر