پی کندن
لغت نامه دهخدا
پی کندن. [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیوستن. ( برهان ). || جمع کردن ودر سلک کشیدن. ( برهان ). مؤلف برهان ذیل «پیکند» آرد: ماضی پیکندن بمعنی پیوستن است و در سلک در آوردن یعنی پیوست و در سلک درآورد و جمع نمود:
هر آنچه داود آنرا به سالها پیوست
هر آنچه قارون آنرا به عمرها پی کند.رودکی.|| گود کردن جای دیوار یا دور بنائی که خواهند ساختن تادر آن گود پی افکنند. دور فرو بردن جای دیوار و بنلادتا لاد بر آن استوار کنند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- جمع کردن فراهم آوردن: هر آنچه داود آنرا بسالها پیوست هر آنچه قارون آنرا بعمرها پی کند... ( رودکی ) ۲- گود کردن جای دیوار یا دور بنایی که خواهند ساختن تا در آن گود پی افکنند.
جمله سازی با پی کندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کندن دل زان جوان، آسایش این پیر شد از کشش یابد خلاصی، چون کمان بی تیر شد
💡 ز بهر کندن خارا برای سجدهٔ شیرین شدی در بیستون فرهاد گاهی راست گاهی کج
💡 جز من تنگ دل ای خسرو شیرین دهنان عمرها از تو به جان کندن فرهاد که بود
💡 ۱. صحرایی (به دو روش) ۲. بیخ دیواری ۳. کندن حفره «مات» یا «خان» ۴. کاشتنی
💡 حفاری به عملیات کندن زمین با هدف ایجاد تونل، حفره یا سوراخ اطلاق میشود. حفاری میتواند جهت رسیدن به نفت، آب، گاز و غیره انجام گیرد. عملیات حفاری در زمینشناسی، کشاورزی، هیدرولوژی، مهندسی عمران و اکتشاف مواد معدنی مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 سر کندن و انداختنش را چه توان گفت مرغی که نه آبی طلبیدهست و نه دانه
💡 کارگران برای ساختن پی ساختمان، شروع به پی کندن زمین کردند و با استفاده از ابزارهای سنگین، خاکهای اضافی را از محل خارج نمودند.
💡 با گذشت زمان، ریشههای درخت بزرگ در میان خاک شروع به پی کندن و جابجا کردن سنگهای کوچک کردند که باعث ایجاد شکاف در زمین شد.
💡 باستانشناسان با دقت بسیار زیاد شروع به پی کندن لایههای مختلف زمین کردند تا شاید بتوانند بقایای تمدنهای باستانی را از زیر خاک پیدا کنند.