لغت نامه دهخدا
پی کسی افتادن. [ پ َ / پ ِ ی ِ ک َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بدنبال وی افتادن. تعقیب او کردن. || تبعیت او کردن. پیروی او کردن.
پی کسی افتادن. [ پ َ / پ ِ ی ِ ک َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بدنبال وی افتادن. تعقیب او کردن. || تبعیت او کردن. پیروی او کردن.
بدنبال او افتادن تعقیب وی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاف دار که با خویشتن نپردازد کسی که خاطر او در پی کسی دگرست
💡 تاکس نبیندت ز نظرها نهان شدی تا پی کسی سویت نبرد لامکان شدی
💡 پی کسی بر آب دریا کی برد من به گرداب بلا خواهم رسید