لغت نامه دهخدا
پی چیزی بودن. [ پ َ / پ ِ ی ِ چی دَ ] ( مص مرکب ) در طلب آن بودن. درصدد تهیه آن بودن.
پی چیزی بودن. [ پ َ / پ ِ ی ِ چی دَ ] ( مص مرکب ) در طلب آن بودن. درصدد تهیه آن بودن.
در طلب آن بودن در صدد تهیه آن بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر به نشئه صهبا برند پی چیزی که رهن می شود اول ردای زهاد است
💡 واژهٔ عقاب از ریشه «ع. ق. ب.» به معنی دنبال کردن و در پی چیزی رفتن است و در اصطلاح به عذاب و کیفر الهی گفته میشود که در نتیجه گناه اعتقادی یا عملی شخص به او میرسد.
💡 ردیف شعر دگر کردم از پی مدحش که آنم از پی چیزی بکار می آمد
💡 تا چرا تو بادتک تازی به راه از پی چیزی که بگریزد ز شاه