پهلو کردن

لغت نامه دهخدا

پهلو کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کناره کردن. ( غیاث ). پهلو تهی کردن. روی برتافتن. ( برهان ). دوری کردن. احتراز کردن. ( اوبهی ). پرهیز کردن. گریختن. ( شرفنامه ). اجتناب نمودن. ( برهان ):
با اینکه حلال تست باده
پهلو کن از آن حرام زاده.نظامی.شه آزرم او به که یکسو کند
کز آن پهلوان پیل پهلو کند.نظامی.به ار پهلو کند زین نرگس مست
نهد پیشم چو سوسن دست بر دست.نظامی.خار پهلو کند ز صحبت گل
گر ز خلق توبو ستاند باغ.مجد همگر.پهلو کند از آهم آن را که دلی باشد
تا در که رسد ناگه سوز دل پر دردم.نزاری.- پهلو کردن ِ خربزه؛ کوزه کوزه کردن. تشرید. ( زمخشری ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کناره گرفتن دوری کردن احتراز جستن پرهیز کردن: با اینکه حلال تست باده پهلو کن از آن حرامزاده. ( نظامی ) یا پهلو کردن خربزه.کوزه کوزه کردنتشرید.

جمله سازی با پهلو کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنتوان سوریوگین (به گرجی: ანტუან სევრიუგინი) همچنین در ایران معروف به آنتوان سوروگین (زادهٔ ۱۲۰۹ – درگذشتهٔ ۱۳۱۲ خورشیدی) یک عکاس روسی - گرجی - ارمنی حاضر در ایرانِ عصر قاجار و پهلوی بود. آنتوان سوریوگین با ۵ دهه فعالیت حرفه‌ای عکاسی، یکی از مهمترین شاهدان زندگی ایرانیان از دوران ناصرالدین شاه تا سلطنت رضاشاه است. او برای کامل کردن مجموعه عکس‌های خود تمامی ایران را زیر پا گذاشت و از سوژه‌های گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرد. مردم، مناظر، بناهای تاریخی، آداب و رسوم، مشاغل و حرفه‌ها، اشیاء و سرانجام تمام زوایای زندگی ایرانیان سوژهٔ عکاسی او بودند.

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز