پهلو خوردن

مترادف‌ها

به پهلو خوابیدن

لغت نامه دهخدا

پهلو خوردن. [ پ َ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه خوردن در پهلو و بدن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
ز موج لاله از پی خورده پهلو
بود راهش بصد باریکی مو.ملاطغرا.

فرهنگ فارسی

صدمه خوردن در پهلو و بدن

جمله سازی با پهلو خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 توهم چون شمع محمل‌کش به سامان جگر خوردن درین ره هر کسی از پهلوی خود می‌کشد زادی

💡 بیمار پس از انجام عمل جراحی سخت در بیمارستان، پزشک متخصص به او توصیه کرد که برای بهبود سریع‌تر، هر دو ساعت یک بار به پهلو خوردن عادت کند.

💡 کودک کوچک در میان گرمای طاقت‌فرسای تابستان، پس از یک روز طولانی و خسته‌کننده بازی در باغ، به راحتی روی تخت خود پهلو خوردن را آغاز کرد و خوابید.

💡 او برای اینکه در هنگام خواب طولانی دچار دردهای شدید کمر نشود، یاد گرفته است که همیشه به پهلو خوردن و قرار دادن بالش بین پاهایش عادت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران