پناه کردن

لغت نامه دهخدا

پناه کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پناه بردن. زنهار خواستن. التجاء. در حمایت کسی یا چیزی درآمدن:
چو کردم به دارای گیتی پناه
بدل شادمان گشتم از تاج وگاه.فردوسی.بکوشید و کردار مردان کنید
پناه از بلاها به یزدان کنید.فردوسی.آسمان سرگشته کی ماندی اگر
باثبات دولتت کردی پناه.انوری.عاجزی بود کرد با تو پناه
از بد روزگار بدگوهر.انوری. || پناه دادن:
دین و دنیا را تو کردستی پناه از اضطراب
ملک و دولت را تودادستی امان از اضطراب.امیر معزی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- در حمایت کسی یا چیزی در آمدن زنهار خواستن پناه بردن التجا.

جمله سازی با پناه کردن

💡 ایالات متحده آمریکا مواضع گروه تروریستی القاعده در سومالی را مورد حمله قرار داد. به گزارش آسوشیتد پرس از واشینگتن، یکی از مقامات مسئول و ارشد پنتاگون، خبر حمله را تأیید کرده‌است. گفتنی است که آمریکا همواره اتحادیه محاکم شریعت اسلامی سومالی را به پناه دادن و حمایت کردن از گروه تروریستی القاعده متهم کرده‌است. رادیو فردا

💡 یک ساختمان زمین پناه می‌تواند با ترکیب کردن چند یا تمام این اشکال طراحی شود.

💡 خورشید پناه آرد در سایه اقبالت آری چه توان کردن آن سایه عنقا را

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز