پناه داشتن
مترادفها
پناه گرفتن، پناه آوردن
متضادها
آواره بودن، بیپناه بودن
لغت نامه دهخدا
پناه داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ملجاء داشتن:
کسی کو ز جاهت ندارد پناه
کسی کو ز عدلت ندارد سپر
چو جسمی بود کش نباشد روان
چو چشمی بود کش نباشد بصر.امیر معزی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ملجا داشتن ملاذ داشتن.
جمله سازی با پناه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم مسلمان ايران به دنبال برگزارى نماز عيد دست به عبادت ارزنده ديگرى زدند كهآن فريادهاى كوبنده عليه دستگاه جبار و چپاولگر براى به پا داشتن حكومتعدل اسلام است كه كوشش در اين راه از اعظم عبادات است و فدائى دادن در راه آن سيرهانبياء عظام خصوصا نبى اكرم و وصى بزرگ او امير مؤ منان است. اينجانب از فداكارىهاى ملت ايران تشكر كرده و قدرت و عظمت او را در پناه قرآن و احكام اسلام از خداوندمتعال با تضرع خواهانم.
💡 بسیاری از پناهندگان در طول مسیرهای پرخطر مهاجرت، سعی میکنند به پناه داشتن در کشورهای همسایه و یافتن امنیت پایدار در آنجا بسیار امیدوار باشند.
💡 حیوانات وحشی در هنگام احساس خطر از شکارچیان یا تغییرات ناگهانی آب و هوا، معمولاً به پناه داشتن در غارهای عمیق و تاریک کوهستان روی میآورند.
💡 در طول سالهای سخت اقتصادی، بسیاری از خانوادهها تصمیم گرفتند برای کاهش هزینهها به پناه داشتن در خانههای بزرگتر فامیلی و همزیستی با اقوام خود روی بیاورند.