لغت نامه دهخدا
پل دماغ. [ پ ُ ل ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) برجستگی دماغ، یعنی مغز برجستگی استخوانی که در آن دماغ جای دارد.
پل دماغ. [ پ ُ ل ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) برجستگی دماغ، یعنی مغز برجستگی استخوانی که در آن دماغ جای دارد.
برجستگی دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این فیلم افراد و گروههای مختلفِ درگیر پدیده جراحی بینی حضور دارند و از دلایل خود برای موافقت یا مخالفت با جراحی دماغ صحبت میکنند.
💡 در روايت ديگر از آنحضرت وارد شده است، در معالجه زكام كه پنبه را بروغن بنفشهآلوده كند، در وقت خواب بر مقعد خود گذارد، در روايت ديگر فرمود، كه يك دانك سياه ونيم دانك دانه كندس را نرم بكوبند، در دماغ بدمند زكام را برطرف ميكند.
💡 از نسیم زلف او اهلی مجو بوی وفا این خیال کج برون کن از دماغ خویشتن
💡 حضرت صادق عليه السلام: شير بدن را فربه، خون را زياد، قلب و دماغ و نخاع وباه را تقويت مى كند و براى سينه و سرفه بسيار نافعست.
💡 کافلاک را دماغ معطّر شد از بخور و اجرام را مشام معنبر شد از بخار
💡 چه شد که همّت سودای من بلند فتادست کدام دود ز زلف تو در دماغ ندارم!