پل اسبی

لغت نامه دهخدا

پل اسبی. [ پ ُ ل ِ اَ ] ( اِخ ) نام محلی در دوراهی حرمک به زابل میان لوتک و پل محمدآباد در 104500گزی دوراهی حرمک.

فرهنگ فارسی

نام محلی در دوراهی حرمک به زابل میان لوتک و پل محمد آباد

جمله سازی با پل اسبی

💡 جزء خردمند روح ارابه ران است و دو جزء دیگر دو اسبی که یکی آرام، خویشتندارو شرمگین است و دیگری سرکش و چموش.

💡 اورمزد که او نیز بر اسبی نشسته، بر بالای پیکر اهریمن قرار گرفته و در حال اعطای نماد پادشاهی به اوست.

💡 هر کجا اسبی با بار خری درمانده است هر کجا شیری از زخم سگی ممتحن است

💡 گوانچانگ به مرگ محکوم شد و ژنرال بکجه سر وی را بر اسبی قرار داد و آن را به سمت ارتش شیلا فرستاد.

💡 ور نیست خنگ نیک بفرمای تا مرا اسبی چنان دهند که بر وی توان نشست

💡 اسبی که صفیرش نزنی می‌نخورد آب نی مرد کم از اسب و نه می کمتر از آبست

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز