لغت نامه دهخدا
پشت و پسله. [ پ ُ ت ُ پ َ س َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به پشت شود.
پشت و پسله. [ پ ُ ت ُ پ َ س َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به پشت شود.
( اسم ) جای نهان مخفی گاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جور و عنا چو روزه بر ایوب روز و شب خصم تو را نموده گهی پشت و گاه روی
💡 اين فعل از ريشه قفا به معناى پشت و مصدر قَفْو به معناى دنبال روى است.
💡 به یاد روی تو با گل خوشم که طوطی مست به یک نظر نگرد پشت و روی آینه را
💡 و لقد ضربت اءنف هذا الامر و عينه، و قلبت ظهره و بطنه فلم اءرلى فيه الاالقتال او الكفر بما جاء محمد صلى الله عليه؛ (107) من اين كار (مناسبات خود بامعاويه ) را به خوبى بررسى كرده و سنجيدم؛ و درون و برون، و پشت و روى آن راژرف ديدم؛ به اين نتيجه رسيدم كه راهى جز جنگ كردن و يا كافر شدن نسبت به آنچهمحمد - كه درود خدا بر او باد - آورده است، ندارم
💡 بسيار مى شود كه كودك مى لغزد و پشت و رو مى شود، و اين تنها در مورد افراد طغيانگر و يا سركش است.
💡 نام این ناحیه در متون قدیم ترشیز، کشمر و پشت و صورتهای دیگری از این سه نام آمده است این ناحیه از دیدگاه جغرافیای تاریخی، شهرستانهای کاشمر، خلیلآباد و بردسکن و کوهسرخ را در بر میگیرد.