پشت مهره

لغت نامه دهخدا

پشت مهره. [ پ ُ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ستون فقرات. فقره. ( مهذب الاسماء ). فقره ای از ستون فقرات.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- فقره ای از ستون فقرات. ۲- ستون فقرات.

جمله سازی با پشت مهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نظر سياسى نيز اقدام به تربيت روشنفكر نمايان وابسته در هر جامعه كردند وبجاى حكومت مستقيم بر مردم تحت استعمار، اينبار مهره هاى خود فروخته استعمارى اينمسئوليت را بعهده داشتند و براى اربابان خود فعاليت مى كردند.مهمترين وظيفه اين مهرههاى وابسته، اغفال مردم و كم كردن حساسيت آنها نسبت به سرنوشت خودشان بود و درصورت مقاومت ملت، براحتى با حمايتهاى پشت پرده استعمارگران، آنان را به خاك وخون مى كشيدند. با اجراى اين ترفندها، استعمار نامرئى كه كاملترين مرحله استعماراست به اوج خود رسيد و نظامهاى چپاولگر براحتى توانستند به غارت منافع اين ملتهاو به سلطه خود همچنان ادامه دهند. اين بار بجاى نيروهاى خشن نظامى، از عناصر مرموزديپلماسى و فرهنگى و اقتصادى، تحت لواى ديپلمات، كشيش و خبرنگار شركتهاى چندمليتى بهره جستند كه منافع فراوانى را براى آنها بهدنبال داشت.