لغت نامه دهخدا
پس گوش افکندن. [ پ َ س ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از فراموش کردن باشد. ( برهان قاطع ). فراموش کردن. ( فرهنگ رشیدی ). گذراندن هنگام در کار و بدور و درازا کشانیدن آن. دفعالوقت. مُماتَله. مَتَل.
پس گوش افکندن. [ پ َ س ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از فراموش کردن باشد. ( برهان قاطع ). فراموش کردن. ( فرهنگ رشیدی ). گذراندن هنگام در کار و بدور و درازا کشانیدن آن. دفعالوقت. مُماتَله. مَتَل.
(پَ س ِ اَ کَ دَ ) (مص م. ) فراموش کردن.
فراموش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر خازنان فکر مبارش ز راه گوش چون موم خازنانش پس گوش چون نهی
💡 تا ز شراب شوق تو دل بچشید جرعهای جملهٔ پند زاهدان از پس گوش میزند
💡 در پس گوش منه در حدیثم چون موی جای در گوش خودش کن که بدین پایه سزاست
💡 يعنى: ((اين برادر، وزير، وصى و جانشين من در ميان شماست، پس گوش به فرمان وىبدهيد و آنچه مى گويد اطاعت كنيد)). (ر. ك: مراجعه بيست و بيست و يكم از كتاب((المراجعات )).
💡 باشد همه را بنده سوی عزت و ما را زلف پس گوش بت ما بنده ره ماست