پس فرداشب

لغت نامه دهخدا

پس فرداشب. [ پ َ ف َ ش َ ] ( ق مرکب ) یک شب بعد از فرداشب.

فرهنگ عمید

شب بعد از فرداشب، دو شب دیگر.

فرهنگ فارسی

یک شب بعد از فردا شب.

جمله سازی با پس فرداشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 108. فرداشب مصيبت عمويم، حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام، خوانده میشود

💡 چگونگى آنكه: ظاهرا سال 1353 بود، به عنوان كمك كاروان از تهران رفته بودم، شبهشتم از مكه به عرفات آمدم كه مقدمات كار را فراهم كنم كه فرداشب، وقتى حاجى ها همهبايد در عرفات باشند از جهت چادر و وضع منزل نگران نباشند.

💡 من، بى صبرانه، منتظر فرداشب شدم. سر موعد به طرف زيرزمين رفتم، ديدم روزنهاى به بيرون باز شده است. از آنجا بيرون رفتم، ديدم پدر و مادرم پشت زندان منتظر منهستند! با هم حركت كرده و خود را به ايستگاه قطار رسانديم و حركت نموديم.

💡 صاحب كتاب المعالى السبطين، مرحوم شيخ مهدى مازندرانىسال 1358 هجرى قمرى در كربلا ايام ماه مبارك رمضان در چند جا منبر مى رفت و آخرينمنبرش در رواق حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بود. مرحوم مازندرانى يك شبفرمودند: هر كسى فردا شب به اينجا يعنى به رواق حضرتابوالفضل العباس عليه السلام بيايد، تحفه اى به او خواهم داد. فرداشب ما نيز در آنمجلس حاضر شديم.

💡 به هر حال به ياد آن حضرت تا صبح گريستم و فردا كه كاروان آمد قصه را براىروحانى كاروان گفتم. او هم به مردم گفت: متوجه باشيد كه اين كاروان مورد توجه امامعليه السلام است. تمام مطالب را به روحانى كاروان گفتم، فقط فراموش كردم كهبگويم آقا فرموده فرداشب چون در چادر شما مصيبت عمويم خوانده مى شود مى آيم.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز