فرهنگستان زبان و ادب
{epigenesis} [زیست شناسی] نظریه ای که بر مبنای آن فرایند تشکیل رویان یا جنین، حاصل تغییر تدریجی تخم است
{epigenesis} [زیست شناسی] نظریه ای که بر مبنای آن فرایند تشکیل رویان یا جنین، حاصل تغییر تدریجی تخم است
💡 که زنده ست زایشان که مرده شده ست که دل را ز پیکار خسته شده ست
💡 بر آن روستایی گره هر که بود برآشفت و زایشان یکی را ربود
💡 ثبات زایش معنی به تو کامل چو جان از خون کمال دانش مردان به تو ناقص چو عقل از زن
💡 در تابلوی زایش ونوس چهار نفر وجود دارند که هر کدام نماینده یک نوع زیباییاند.
💡 پر نور و صور شد ز شما خاک ازیرا مایهٔ صور و زایشی و کان ضیائید
💡 کنونکه رای تو زایشان بگشت یکباره پدید گشت بدیشان عدو هم از ایشان