لغت نامه دهخدا
پزشکی کردن. [ پ ِ زِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) تطَبُّب. ( زوزنی ). اِسا. اِسو. مواسات.
پزشکی کردن. [ پ ِ زِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) تطَبُّب. ( زوزنی ). اِسا. اِسو. مواسات.
( مصدر ) طبابت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عملکرد بالینی پزشک با استفاده از قضاوت بالینی، بیمار را جهت تشخیص پزشکی،[پ ۷] درمان و پیشگیری[پ ۸] از بیماری ارزیابی میکنند. در طی این عملکرد ترتیب خاصی از فعالیتها وجود دارد که معمولاً رعایت میشود و شامل: شرح حال، معاینه فیزیکی، تهیه فهرست مشکلات، مشخص کردن تشخیصهایافتراقی،[پ ۹] بررسیها (شامل آزمایشها و تصویربرداری امآرآی[پ ۱۰])، رسیدن به تشخیص و در آخر تصمیمگیری جهت درمان میباشد.
💡 در ابتدای قرن بیستم میلادی، حمایت از کودکان، شروع به پیدا کردن جایگاهی برای خود کرد. جایگاهی که حمایتهایی در زمینههای پزشکی، اجتماعی و قضایی را شامل میشد. این نوع از حمایت، اولین بار در فرانسه آغاز شد و سپس در سراسر اروپا گسترش پیدا کرد.