لغت نامه دهخدا
پزشک دستیار.[ پ ِ زِ دَ ] ( اِ مرکب ) طبیب معاون. ( فرهنگستان ).
پزشک دستیار.[ پ ِ زِ دَ ] ( اِ مرکب ) طبیب معاون. ( فرهنگستان ).
( اسم ) معاون طبیب دستیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی دوران پزشکی عمومی را در برزیل در سال ۱۹۶۸ به پایان رساند. سپس با ایالات متحده آمریکا رفت و دوران دستیاری جراحی عمومی را در آنجا گذراند. سرانجام برای گرفتن فوقتخصص جراحی قلب و قفسهٔ سینه در سال ۱۹۷۵ میلادی به دانشگاه تورنتو در کانادا آمد.
💡 محمود خان بروجردی طبابت را در مدرسهٔ دارالفنون تهران نزد دکتر تولوزان فرانسوی فراگرفت و دستیار دکتر محمد، فارغالتحصیل رشتهٔ طب از دانشگاه پاریس، بود. وی سپس، در سمتِ پزشک خصوصی، در زمان ولایتعهدی مظفرالدین شاه، به خدمت وی درآمد.