لغت نامه دهخدا
پریش کردن.[ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به پریشان کردن شود.
پریش کردن.[ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به پریشان کردن شود.
( مصدر ) پریشان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمیز کردن مکرر همستر:"من آشفته و پریشان یا هیجان زده هستم."
💡 همچنین برخی نویسندگان ایرانی یهودیان و فراماسونها را متهم به توطئه در یونانی کردن دنیا نمودهاند. رابطهٔ پریشان بین ایران و قدرتهای غربی از عهد باستان تاکنون به عنوان عاملی برای روی آوردن به سوی این نظریه توطئه شناخته میشود.
💡 ریچارد یک نخبهٔ ۲۴ ساله آمریکایی با علاقه به سفر در جهان است. او به بانکوک تایلند برای آزادی و ماجراجویی میرسد. «دافی»، مرد پریشان احوال و معتاد اسکاتلندی، نقشهٔ یک جزیرهٔ رؤیایی را به او میدهد و سپس خودکشی میکند. ریچارد نیز به اتفاق یک پسر و دختر فرانسوی عازم پیدا کردن آن جزیره میشوند.