پرویزن گر

لغت نامه دهخدا

پرویزن گر. [ پ َرْ زَ گ َ ] ( ص مرکب ) غربالی. ( دهار ).

فرهنگ عمید

پرویزن ساز، غربال ساز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) غربالی ژنکه پرویزن سازد.

جمله سازی با پرویزن گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود پرویزن او گردش چرخ خریدارم سبوسش را به هر نرخ

💡 پرویزن است عالم ما همچو آرد در وی گر بگذری تو صافی ور نگذری سبوسی

💡 به روی خاک بیفتد ستاره از گردون چنانکه آرد بریزد برون ز پرویزن

💡 برای طینت حس تو دست صنع بسی ببیخت ریزة خورشید را به پرویزن

💡 سپهر را چه‌ گنه‌ گر مشبکش بیند کسی‌که بنگرد او را ز پشت پرویزن

💡 هزار دام نبینی، چو دانه آید هزار چشم پدید آیدت چو پرویزن

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز