پرورش کردن
مترادفها
پرورش دادن، تربیت کردن
متضادها
تخریب کردن، از بین بردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص ل. ) رشد کردن، پرورش یافتن.
ویکی واژه
رشد کردن، پرورش یافتن.
جمله سازی با پرورش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قرن نوزدهم، یک سری از فرمانداران عثمانی تلاش زیادی برای راست کردن و تنظیم مسیر پدیوس انجام دادند. اهم پاشا، که در دهه ۱۸۴۰ به عنوان فرماندار خدمت میکرد، ساخت جاده لارناکا- نیکوزیا و چندین پل را به پایان رساند. فرماندار مهمت هالت در دهه ۱۸۵۰ شبکه جادهها و بندر لارناکا را بهبود بخشید و یک فروشگاه و بازار غلات در نیکوزیا برای تشویق پرورش گاو ایجاد کرد.
💡 هدف از تأسیس این دانشگاه ایجاد و حمایت فراگیر از فرصتهای آموزشی و تحقیقاتی برای باروری و پرورش استعدادها و پیدا کردن راه کار در زمینه مسائل روز و آینده جهان میباشد.
💡 بازداری یا شاهینداری (به انگلیسی: Falconry)، که گاهی به آن قوشبازی نیز میگویند، فن نگهداری و پرورش و تربیت پرنده شکاری و شکار کردن با آن است.