گزریدن تصویر معنی گزریدن مترادفها دویدن، تاختن، شتابیدن فرهنگ معین (گُ زِ دَ ) (مص م. ) علاج کردن، چاره کردن. ویکی واژه علاج کردن، چاره کردن. کلمات مرتبط علاج کردن پارو کردن آس کردن پاکشیدن بسیدن لیبیدن گزارش محتوای نامناسب