لغت نامه دهخدا
پراگنده روز. [ پ َ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به پراکنده روز شود.
پراگنده روز. [ پ َ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به پراکنده روز شود.
( صفت ) بدبخت شوربخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شما را شب و روز فرخنده باد بداندیش را جان پراگنده باد
💡 نباید پراگنده کردن سپاه بپیمای روز و برآرای گاه
💡 پراگنده گشتند زان انجمن پر از آفرین روز و شبشان دهن
💡 پراگنده شد لشکر شهریار سیه گشت روز و تبه گشت کار
💡 چنان بد که روزی به نخچیرگاه پراگنده شد لشکر و پور شاه