پر عمری

لغت نامه دهخدا

پرعمری. [ پ ُ ع ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی آنکه پرعمر باشد. مقابل کم عمری.

فرهنگ فارسی

بسیار عمری دراز عمری مقابل کم عمری.

جمله سازی با پر عمری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانی که همی با تو توان عمر گذاشت عمری که دل از مهر تو بر نتوان داشت

💡 عمری است سراسر که به آزار منم من سرگشته در این حلقه پرگار منم من

💡 همچو خاک قدمت بندهٔ داعی عمری‌ست که به دامان شما دست تولّا دارد

💡 شبنم به تمنای تو عمری به سر آورد با دیده بیدار پیراهن آغشته به خون جگر آورد گل در نظر خار

💡 دست ما و شانه هرگز عقده از دل وا نکرد گرچه با زلف تو یک عمری کشاکش کرده‌ایم

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز